تبليغاتX
 
دل گفته ها
دل گفته ها
تراوشات ذهنی
حق

وسلام

نمی دونم چی شده که بچه ها کم می آن وبلاگ رو بخونن تا الان که من دارم وبلاگ رو به روز می کنم چهار نفربیشتر نیومدن بخونن.

بابا وبلاگ مال خودتونه به دوستاتون هم بگین که بیان بخونن نظرات قشنگشون رو بدن تو رو خدا کم لطفی نکنین حالا که قرار شده من تموم حرفایی که از ته دلم در می اد رو تو وبلاگ بنویسم خب بیایین بخونین دیگه باشهههههههههههههههههههه قول می دین ننننننننننننننننننننننن

حالا هم که اومدم ودر خدمت شما هستم می خوام بگم که سر کلاس حقوق اساسی بودیم استاد هم درسش رو دادو گفت:که اسامی رو بنویسین وبرین تو همین چند دقیقه چیزایی از ذهنم تراوش کرد که براتون  دفعه بعد می نویسم الان هم از کلاس اومدم و فقط باید نوشته هام رو یه کم جمع وجور کنم چون تو فیش برگه هایی نوشتم که می خواستم درسم رو روش بنویسم

حالا چی بوده بماند برا بعد.

                                                                       تا بعد یا حق

 

2 نوشته شده در  شنبه 1384/07/23ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط محمدرضا.ط  | 

ماورای عشققققققققق
حق

وسلام

"الهی" با تلنگر خودبا قدرت عاشقانه ات نسبت به بندگانت با آن کرشمه های عاشقانه ات بزن وحجاب دلم را بردار.

آزادم کن از این قفس دل تنگ٬ احساس خفگی می کنم نمی ودنم چم شده یا چی داره به سرم می اد

ولی احساس دل تنگی می کنم روحم در کالبدم جا نمیگیره خدایا بردار آنچه بر دلم مانده٬بردار

"الهی"تو را عبادت نمی کنم برای شوق بهشتت ونه از ترس جهنمت تو را عبادت می کنم چون تو شایسته عبادتی٬چون تو شایسته لبیک به عشقی و آخر مهربانی به موجودیت  هستی.

یا حسین تو  را نه به خاطر برآوردن حاجاتم و نه به خاطر باز کردن گره هایم دوست دارم و بر مصائبت گریه می کنم ٬نه٬ تو را به خاطر خودت دوست دارم به خاطر مظلومیتی که هنوز قدرت درک آن را ندارم دوست دارم .

تو را به خاطر دادن همه هسیت برای عشقت دوست دارم می دانم تو عاشق ترینی .تو سرآمد همه عشاقی .

در حدعقل قاصر خودم تمام مصائبت را وقتی به تل زینبیه رفتم درک کردم .هنوز به حال خوذم گریه م می گیره چرا؟.....

نمی دونم

وقتی که چشمام ابری می شه باید بارونی بیاد٬بارونی که همه زمین گونه ام همه کهکشان تنم رو خیس کنه.

خودم هم حس می کنم که حرفام واسه خودم نیست.فکر می کنم که یکی باید در مقابلم باشه که حرفام رو بهش بگم

نه اون از من خجالت بکشه٬ نه من از اون ٬نمیخوام کسی بشه که زیر سیبلی بخنده وبگه که چی می گه این پسره ٬یا طعنه بزنه به من .

دوست ندارم که حتی تو دلش هم بگه که چته کمبود محبت داری ٬فکر می کنی که دیگران قبولت ندارن

اعتماد به نفست کمه؟

نهههههههههههه" هیچ کدوم از اینا نیست .اما هر کسی حرفایی تو دلش هست که فقط وفقط می تونه به محرم ترین کسی که تو زندگیش هست بگه .

من توی دلم خیلی حرفا دارم که ممکنه برا کسی اهمیت نداشته باشه.به چیزایی عشق می ورزم که ممکنه برا کسی مهم نباشه یا کمتر اهمیت داشته باشه.

اما الان باید بالجبار بنویسم .یکی از بچه های وبلاگ هست که باید همه این متنا  رو بخونه حالا اگه هم که حوصلش رو نداره واون خودش می دونه که کیه.چون باید بدونه اینا رو٬ باید بشناسه که چشم وگوش بسته کار نکنه ومن خودم هم نمی خوام این طوری باشه هر چی ادم در مورد اطرافشبیشتر بودنه بعدا گلایه نمی کنه.

منتظر نظرات قشنگتون هستم

                                                                                                            تا بعد یا حق 

 

2 نوشته شده در  شنبه 1384/07/16ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط محمدرضا.ط  | 

عمق احساسم
حق

وسلام

معذرت می خوام که چند مدت نتونستم بیام وبه روز کنم .

از همه دوستای خوب ممنونم که اظهار لطف کردن واومدن سر زدن ونظرات قشنگشون رو دادن سعی می کنم که از نظراتتون استفاده کنم حتی اگه به مذاق من خوش نیاد.

به هر حال الان در خدمت شمام. دفترم هم نیست که از دل گفته های قبلیم که نوشتم براتون بنویسم

الان هم فقط وفقط اومدم که برا شماها بنویسم .

الان دلم نه خوشه نه هم ناراحته.می تپه ومی گذرونه اما شاید براتون تازه باشه که بگم هر جایی تپش قلب آدم فرق می کنه ممکنه فردایی بشه بگین که روان شناسا و دکترا کشف کردن همچین چیزی رو.نمی دونم شاید باشه ومن خبر ندارم.

شده که وقتی دنبال معشوقت می گردی دلت تند تند می زنه .شده که وقتی مضطربی قلبت چطوری می زنه.خب وقتی هم که آروومی قلبت همچین راحت راحت بدون هیچ هیجانی کار خودش رو می کنه.

منظورم اینه که وقتی دنبال معشوقت نیستی ممکنه هر دقیقه قلبت ۶۵ تا بزنه اما وقتی داری دنبال اون می گردی یا باهاش می خوای حرفای عاشقونه بزنی ۸۰ تا.پس یادت باشه که وقتی این طوری می شی اون ۱۵ تای اضافی مال اونه .بهش بگو که از دلم برات کمک گرفتم اون تپیدنای اضافی قلبم رو دور نریزی همشون عزیزن قلبم وقتی تو رو دید چشمای قشنگش رو باز کرد تا تو رو خوب واضح ببینه.زود دوید تا بهت برسه  اما اگه عاشقشی ومی خوای عشقت رو به حدکمال برسونی بهش بگو عزیز من قلبم که از همون روز اول برا تو کار می کرده.نه برا من بلکه هدیه ای از طرف تو بوده وگرنه من که مرده بودم.

بدون که اونی که دوست داره همیشه تو رو نظاره می کنه .کارات رو زیر زره بین داره پس کاری نکن که پیش کسای دیگه خجالت بکشه کاری نکن که دشمناتون بگن که اونی که همش می گفت دوست دارم اینه بابا از ادم بدتر تو دنیا نیست اون وقت همین می گه من تو رو دوست دارم یک کلام بهش نامردی نکن .

الهی!تو تنها معشوقی هستی که از اول عمرم با من بودی و تو بودی که به من این دل را عطا کردی می دانم که نمک خوردم ونمکدان شکستم اما به کرمت هم اطمینان داشتم .

الهی!از همه نامردمی ها خسته ام .عاشقم کن من خون بهای خودم را از تو می خوام می دوانم که اگر عاشقت شوم تو هم عاشق من می شوی وکسی که عاشق تو شد اورا از عشق خودت می کشی و دیه اش را هم خودت می دهی.

                   مرا عاشق کن تا بمیرم .

سرو چشمتون رو به درد آوردم سعی می کنم از این به بعد زود به زور آب دیت کنم.

منتظر نظرات قشنگتون هستم.

                                                                                                            تا بعد یا حق

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط محمدرضا.ط  | 

 
Click Here To Navigate


دل گفته ها

Rounded Rectangle: متن کامل گزارش تفریغ بودجه 86

قابل توجه دوستانی که بی چون وچرا حمایت می کنند.